پشتوانه؟
گرچه زوجين در هنگام عقد هرگز به جدايي
نمي انديشند، اما متأسفانه گاهي زندگي به بن بست مي رسد، خوب است كه زن در هنگام
جدايي، حداقل پشتوانه مالي را داشته باشد. البته مرد هم بايد مقدار مهريه اي را
قبول كند كه بتواند بپردازد و قصد پرداخت آن را داشته باشد وتوجه كند كه مهريه ي
زياد و سنگين ممكن است در آينده تبديل به «چماق قدرت» شود كه به وسيله ي آن بايد
به بسياري از كارهاي ناخواسته تن دردهد.
ديگر چه استفاده يا سوء استفاده هايي از
مهريه مي كنند؟
مورد ديگري كه زياد پيش مي آيد، استفاده
از « حق حبس » است؛ ماده 1085 قانون مدني در اين زمينه مقرر داشته است: زن مي
تواند مادامي كه مهريه به او تسليم نشده است از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر
دارد امتناع كند، مشروط بر اينكه قهر او حال باشد و اين امتناع، مسقط حق نفقه
نخواهد بود.
در اين صورت ناشزه نيست؟
خير، چون هنوز مقاربت صورت نگرفته است،
« حق حبس» براي زن وجود دارد.
اين طور كه معلوم است زن ومرد خيلي بايد
حواس شان جمع باشد؛ هم مهريه كم وهم مهريه زياد مي تواند دردسرساز باشد.
بله همانطور كه عرض كردم مهريه بايد در
توان مرد باشد، گرچه به آينده موكول مي شود، مرد بايد بداند كه در آينده قصد
پرداخت آن را دارد و اگر كار به جدايي كشيد بتواند مهريه ي همسرش را پرداخته و به
خوبي از هم جدا شوند؛ همچنانكه قرآن كريم مي فرمايد:« فامساك بمعروف او تسريح
باحسان» با خوشرفتاري نگاه داشتن و يا با نيكويي رها ساختن. همچنين در سوره نسا
فرموده است : اگر خواستيد زني را رها ساخته و زن ديگري به جاي او بگيريد و مهريه
زيادي برايش درنظر گرفته بوديد به هيچ وجه نبايد چيزي از مهريه ي او
بازگيريد(يعني بايد مهريه اش را تمام وكمال بپردازيد).
بحث
حسابي گل كرده بود و همه با دقت گوش مي كردند كه زنگ در به صدا درآمد و خانواده
داماد اعلام حضور كردند.
دو
خانواده تا حدود زيادي همديگر را مي شناختند. تحقيقات قبلا انجام گرفته و موافقت
ضمني اعلام شده بود. جلسه ي حاضر جهت مكتوب شدن مهريه و ساير شرايط تشكيل شده بود.
پس از اينكه فاميل داماد در جاي مخصوص استقرار يافته و تعارفات معمول انجام
پذيرفت، خان دايي خطاب به پدر عروس گفت:
خب، حاج آقا مشورت هايتان را كرديد؟
بفرمایيد ما سراپا گوشيم.
اختيار داريد هر چه شما بفرمایيد.
ما سعي مي كنيم منزلي درحد توانايي
پسرمان براي زندگي شان آماده كنيم، وسايل زندگي هم.....
وسايل را تا حدود زيادي خودمان تهيه
كرده ايم، دو سه قلم كالاي اساسي كم داريم.
داماد
كه مي خواست هرچه زودتر وصلت جوش بخورد، بدون مقدمه گفت:
اشكالي ندارد، خودم تهيه مي كنم.
صداي
صلوات همراه با خنده حضار بلند شد و بدنبال آن گفتگوهاي بي هدف رد و بدل مي شد:
به به! عجب همتي....آخه مي ترسه عقب
نشيني كنن...
نه بابا، به هر حال بايد مسئوليت به
عهده بگيره.
درسته كه ميگن مردرئيس خانواده است؟
اوه....حالا كه همه جا خانم ها رئيسن.
اصلا چه فرقي مي كنه، اجازه بدين از
خانم وكيل بپرسیم. خانم شما بگين مرد رئيس خانواده است يا زن؟
كمي تأمل كردم مسألهی رياست خيلي حساس
است واغلب براي خانم ها غير قابل تحمل...
اصولًا رياست مرد بر خانواده چه ثمرات و
آثاري دارد؟
برخي از اين آثار عبارتند از:
مطابق
ماده 42 قانون ثبت : زن حق دارد نام خانوادگي شوهر را با موافقت او (براي خود
) به كار برد.همچنين مطابق ماده 1005 قانون مدني : اقامتگاه زن اصولًا همان
اقامتگاه شوهر است.
يعني زن مجبور به اطاعت شوهر در زمينه
مسكن است؟
اختيار مسكن در حقوق ايران اصولًا با
مرد است، ماده 114 قانون مدني در اين زمينه مقرر مي دارد :
« زن
بايد در مسكني كه شوهر تعيين مي كند سكني نمايد مگر اينكه اختيار تعيين منزل به زن
داده شود».
به
موجب قانون، زن ومرد مي توانند ضمن عقد مقرر كنند كه زن حق سكني داشته باشد يا
اينكه محل سكونت با توافق طرفين مقرر شود و در غير اينصورت قوانين ذكر شده لازم
الاجرا خواهد بود.
با همه
ي اين سخنان، چنانكه مي دانيم بنياد و بناي زندگي بر تفاهم و دوستي و همكاري طرفين
است و همان گونه كه رياست خانواده برعهده ي مرد است، مديريت داخلي و ادارهي خانه
بر عهده ي زن است و همه ي اين ها در سايه ي تفاهم وگذشت به دست مي آيد. همه ي اين
مسائل با دوستي و محبت قابل حل است. توسل به قانون زماني است كه به بن بست مي
رسند.
آقاي
داماد باز هم با عجله صحبت را عوض كرد و گفت:
بله، البته ما در زمينه مسكن مشكلي
نداريم، تفاهم كامل در اين زمينه هست.
صداي
خنده حضار بلند شد، يكي از وسط با صداي بلند گفت:
حالا
كه اينطوره.....عروس خانم شيريني بيار.
نظر بعضی افراد در
باره ی اینکه حق طلاق
باکی باشه بهتره ؟
مهریه
اسلحه ( یا پشتوانه ) ایست در دست زن برای سازگاری همسرش با وی ، از طرفی حق طلاق
جلیقه ای ضد گلوله است بر تن مرد که در صورتی که همسرش رو خیلی اذیت کنه برای
اینکه ازش جدا شه می گه : مهرتو ببخش تا طلاق بدم وگرنه زندگی همینه که هست !!!
حالا راه
درست چیه ؟ اینکه حق طلاق رو بدیم به زن و مهریه رو ناچیز کنیم ( در حد 14 سکه و
... ) ؟ تا اگر برای یک لحظه زن احساس کرد از زندگیش زوریه و اجباری .... بتونه
جدا شه ؟ یا بیایم مهریه بالا بدیم و از اون طرف حق طلاق با مرد باشه تا به زور و
تا ابد بهم بچسبن و همدیگه رو تحمل کنن ؟
لطف
که از حد بگذرد نادان گمان بد برد
الان
ميرن دادگاه ، مرده ميگه آقا ندارم ، زنه هر جوري بخواد ثابت كنه كه اين داره
نميشه ، بعد دادگاه هم قسط بندي مي كنه ماهي 2 تا سكه
حالا 100
سال طول مي كشه كه مهريه اشو بگيره
چه
فرقي مي كنه حق طلاق با كي باشه يا چه فرقي مي كنه مهريه چقدر باشه
مهم اينه
كه يه زندگي خيلي راحت با چيزهاي كوچك از بين ميره
فكر كنيد
مهريه خانم خيلي بالا حالا مد شده تاريخ نولد ميلادي ميزارند نه ؟؟؟؟؟ خوب وقتي
خانم نتونه زندگي كنه خوب مهريه اش رو مي بخشه
در مورد
حق طلاق مي دونستيد اگه حق طلاق با خانم هم باشه بازهم حق طلاق اقايون محفوظ پس چه
فايده
پس هر دو
مورد در مجموع به ضرر هر دو طرف و هيچ حسني هم نداره
جز اينكه
وقتي اول زندگي حرف طلاق بياد فكر كنم بالاخره تاثيرش رو توي زندگي مي زاره
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دل
من محکمه ایست که به من می گوید همه را دوست بدار به همه خوبی کن واگر بد دیدی دل
به دریای محبت بزن و بخشش کن
ولی
چرا با وجود اینکه بیشتر خانوم ها می دونن حق طلاق بهتر از مهریه اس بازم می گن
بجای حق طلاق به ما مهریه تعلق بگیره ؟
ممکنه
بخاطر این باشه که بهش احترام بیشتری بذارن ؟ ( اینو یه خانومی می گفت ) . مگه
مهریه هر چی بیشتر باشه احترام بیشتر می شه ؟
من
فكر نمي كنم مهريه احترام بياره ، اگه قرار بود بياره پس كسي كه مثلاً مهريه اش 2
هزار و فلان قدر سكه هست حتماً خداي احترامه ، نه بعيد ميدونم احترام بياره
احترام
نه اما بعضي ها كه اهل چشم هم چشمي هستند اين كار رو مي كنند
مي دوني
مي گن مهريه هر چي بيشتر باشه يعني داماد عروس رو همونقدر بيشتر دوست داره
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه
جورايي خيلي ها بد ميدونن كه هنوز يه زندگي شروع نشده به طلاق فكر بكنن ترجيح ميدن
مهريه تعيين كنن.
انگار يه
جورايي به آقايون بر ميخوره. تا بگي به جاي مهريه حق طلاق ميخوام جبهه گيري ميكنن
و ميگن مگه قراره ما از هم جدا بشيم؟ مگه تو به من شك داري و هزار تا اگر و مگر
ديگه.
ولي مهريه
يه چيز جا افتاده است و با توجه به اصل كي داده كي گرفته زياد سخت گيري روش نيست.
در مورد
احترام آوري مهريه هم مخالفم. اصلاً صحت نداره. البته خيليا مهريه بالا رو كلاس
ميدونن كه من با اونم مخالفم.
با رابطه
بين مهريه و عشق همسر هم مخالفم. اصلاً اينطوري نيست.
انديشه
بكار و عمل درو كن
عمل بكار
و شخصيت درو كن
شخصيت
بكار و سرنوشت درو كن
پاسخ افراد به این
سوال که به نظر شما مهریه ی زیاد چه فواید و یا مضراتی دارد؟
مهریه
زیاد یک حماقت دو طرفه است . داماد اگر قبول کند حماقت کرده و خود را زیر دینی
برده که نمی تواند بپردازد و عروس هم فکر می کند با این کار زندگیش را تضمین کرده
ولی اتفاقا همین کار باعث مشکالات بعدی می شود و هیچ سودی ندارد
خب معلومه دیگه از یه حدی كه بالاتر باشه
دیگه فایده ای نداره و همش میشه ضرر. و البته نباید هم خیلی كم باشه باید هر چیزی
به اندازش باشه.
بذارین یه مطلب جالب كه شنیدم رو بگم و اون
اینكه طبق تحقیقی كه یكی از دانشگاههای كشور انجام داده درمورد همین موضوع تعیین
مهریه به این نتیجه رسیدن كه در هشتاد درصد موارد تعیین مهریه بر عهده خانواده
عروس هست تا اینكه خود عروس نقشی در این زمینه داشته باشه و این چی...؟؟؟
من خودم هم قبل از اینكه این مطلب رو بخونم
كمی در این مورد فكر كرده بودم و مواردی كه در خانواده های اطرافیانم پیش اومده
بود جستجو كردم و به همین نتیجه رسیدم كه دختر نقش خیلی كمتری در تعیین میزان
مهریه دارد حال آنكه مهریه مال دختره پس باید تصمیم گیرنده اصلی خودش باشه.. بیایین
این مورد رو توی خانواده ها جا بندازیم و به نظر عروس بیشتر بها داده بشه مطمئنن
عروس و داماد تو صحبتهایی كه قبل از ازدواج دارن حتما درمورد مهریه هم صحبت می كنن
و مشتركا به نتیجه میرسن. ..
در سخت ترين شرايط هم نا اميد نباش
هستند كساني كه آرزوي داشتن سخت ترين لحظه
تو را براي تمام عمر دارند!
اگر
مهریه معقولی باشه خوبه اما اگر بیشتراز وسع داماد باشه به هیچ نتیجی نمی رسند مگر
با دلخوری وقتی باهم سر خونه وزندگی خود هم میرن بازهم سر این موضوع مهریه بحث دارن ومشكلات 100 برابر میشه بنده
به عنوان دختر مهریه ضامن خوشبختی نمیدونم من مد نظرم 14سكه اگر آقا داماد قبول
كنند اگر نه كه باهم به توافق میرسیم كه دیگه جای بحث نباشه به امید آن روز كه زوج ها سر مسله كوچك
زندگی زیباشون بهم نخوره.
مهریه
زیاد اصلا خوب نیست و باعث پایدار بودن خانواده نمیشه.... بلکه حتی باعث به هم
ریختن زندگی میشه... مگه ما مسلمون نیستیم؟؟؟....مگه نباید از پیشواهامون (ائمه
معصومین) الگو بگیریم؟؟؟؟... پس مهریه حضرت زهرا هم زیاد نبود. اگه مهریه زیاد
باعث پایدار بودن خانواده میشد که زود تر از ما اونا انجام میدادن!!!!
من چون
شخصا خوانواده هایی رو دیدم که مهریه زیاد هیچ مانعی برای جلوگیری از طلاق ایجاد
نکرده ابدا این حرف رو قبول ندارم که مهریه سنگین پایه زندگی رو محکم می کنه.
نتنها این بلکه بنظر من اینجور مهریه بعنوان مانع بزرگی بر سر راه من جوون برای
تصمیم به ازدواج هست . اصلا من می ترسم !!! ریشه اینجور اتفاقها رو هم چیزی
غیر از چشم و هم چشمی نمی دونم ( فلانی مهریش اینقدر بو فلانی اونقدر ، پس ماهم می
خوایم) و این حرفایی هم که می زنن چیزی غیر از توجیه و بهونه نیست.
شرايط مهريه:
1- ماليت داشتن: مرد نميتواند بگويد تمام هواي تهران را مهريه
قرار ميدهم.
2- قابل تملك باشد: مرد نميتواند پارك جمشيديه را مهريه همسرش
قرار دهد، زيرا جزو اماكن عمومي است.
3- معين باشد: مجهول نباشد. مثلا نميتواند بگويد زيباترين جواهر
دنيا مال تو.
چيزهايي
كه ميتوانند به عنوان مهر قرار بگيرند عبارتند از:
1- حقوق مالي باشد مثل سرقفلي يا حق تاليف و ترجمهها
2- عيني باشد مثل باغ
3- منفعت باشد مثل منفعت باغ
4- انجام كار مثل ساخت خانه
5- آموزش باشد مثل آموزش قرآن، موسيقي، نقاشي
6- ديني باشد مثل چك، سفته، برات
لازم
به ذكر است كه فوت زوج در مهريه تاثيرگذار نيست و مهريه از ماترك شوهر (آنچه به جا
گذاشته) برداشته ميشود. چنانچه زن هم بميرد، مهريه ساقط نميشود. مهريه ارث است و
به وراث وي خواهد رسيد.
هنگام
فسخ نكاح، درصورتي كه دختر وظايف زناشويي را انجام داده باشد، مهريه به او تعلق ميگيرد،
اما زماني كه فقط عقد شده و هنوز عروسي نكرده باشد، نصف مهريه به او تعلق ميگيرد.
مواد
قانوني
ماده
1081 قانون مدني ميگويد: اگر در عقد نكاح شرط شود كه در صورت عدم تاديه مهر در
مدت معين نكاح باطل خواهد بود، نكاح و مهر صحيح ولي شرط باطل است.
ماده
1082: به مجرد عقد، زن مالك مهر ميشود و ميتواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن
بنمايد.
ماده
1083: براي تاديه تمام يا قسمتي از مهر ميتوان مدت يا اقساطي قرار داد.
ماده
1084: هرگاه مهر عين معيني باشد و معلوم گردد قبل از عقد معيوب بوده و يا بعد از
عقد و قبل از تسليم معيوب و يا تلف شود، شوهر ضامن عيب و تلف است.
ماده
1085: زن ميتواند تا مهر به او تسليم نشده از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر دارد
امتناع كند، مشروط بر اين كه مهر اوصال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
نحوه
وصول مهريه
1- ارسال اظهارنامه از سوي زن به شوهر
2- از طريق اجراي ثبت
3- از طريق دادگاهها
اظهارنامه
نوعي اوراق چاپي موجود در دادگستري است كه خواهان، تقاضاي خود را قبل از رفتن به
دادگاه به صورت رسمي به خوانده اعلام مينمايد. در اينجا هم خواهان (زوجه)،
اظهارات خود را در مورد درخواست مهريه، در رديف خواهان مينويسد و آن را براي
خوانده (زوج) ميفرستد. در اين هنگام زوجه همچنان بايد تمكين كند؛ چرا كه در غير
اين صورت ناشزه محسوب ميشود و نفقه به او تعلق نميگيرد.
اگر
مرد توانايي پرداخت مهريه را داشت اما از پرداخت آن خودداري كرد، زوجه مهريه خود
را به اجرا ميگذارد، چنانچه ظرف 10 روز مالي، زن دارايي شوهر را معرفي كند فورا
نسبت به توقيف آنها اقدام ميشود، اگر دارايي زوج فقط حقوق او باشد، تا يك چهارم
آن ماهانه به زوجه تعلق ميگيرد تا زماني كه مهريه كاملا پرداخت شود و مرد تا
پرداخت كامل مهريه زن نميتواند از كشور خارج شود؛ اما در صورتي كه مرد اموال
ديگري غير از حقوق داشته باشد، دادگاه اموال او را ميفروشد و مهريه از اين طريق
پرداخت ميشود.
اما
اگر مرد توانايي مالي نداشت، زن ميتواند به دادگاه خانواده مراجعه كند و
دادخواستي مبني بر استرداد مهريه به دادگاه بدهد. دادگاه به دادخواست او رسيدگي ميكند
در صورتي كه زوجه مستحق دريافت مهريه باشد، دادگاه حكم به پرداخت مهريه ميدهد.
در
اين صورت مرد موظف ميشود از زمان تعيين شده توسط دادگاه، مهريه همسرش را
بپردازد.اگر مرد مالي داشته باشد و زن فكر كند در طول مدتي كه دادگاه تشكيل ميشود،
مرد آن مال را ميفروشد يا جابهجا ميكند، از دادگاه ميخواهد قرار تامين خواسته صادر
كند، با اين درخواست قرار تامين صادر ميشود و مال تا صدور حكم دادگاه توقيف ميشود.
از اين مال توقيف شده ميتوان، مهريه را برداشت در غير اين صورت، عدم پرداخت
مهريه، ضمانت اجرايي دارد.
آقاي
هادي سهرابي، جامعهشناس، درخصوص علل بالا رفتن ميزان مهريه ميگويد: پيچيده شدن
نظام جامعه و عدم امكان شناخت كافي زن و مرد از يكديگر از يك طرف و از طرف ديگر
عرفي كه در جامعه ايران حاكم است، بدين صورت كه عرف جامعه طلاق را نهايت بدبختي زن
ميداند و زن بيوه يا طلاقگرفته را به عنوان زن دست دوم ميپندارد. در مقابل
بسياري از زنان نيز تعيين مهريههاي سنگين را تضميني براي پايبندي و تعهد مرد به
خودشان ميدانند.
مجموعه
اين عوامل باعث بالارفتن مهريهها ميشود. لازمه تسهيل نكاح در جامعه پيچيده كنوني
اين است كه چنانچه پس از عقد هر يك از طرفين متوجه شد كه اشتباه كرده يا فريب
خورده است و امكان سازش با وضعيت جديد را ندارد براحتي بتواند عقد را منحل ساخته و
خود را رها نمايد و اين در حالي است كه در جامعه امروز مرد براحتي از اين امكان
برخوردار است ولي موارد درخواست جدايي براي زن محدود و مشخص است و نكته قابل تامل
اين كه همين موارد مشخص غالبا با تفسيرهاي سنتي و مردمسالارانه، معدودتر ميشود.
در
اينجا مهريه بالا، حربهاي است كه با آن ميتوان زوج را كه انحصارا حق طلاق دارد
وادار به موافقت و جدايي نمايد. از منظري ديگر ميتوان گفت امروزه ازدواج يك
قرارداد اجتماعي محسوب ميشود، قراردادي كه نياز به يك ضمانت اجرايي محكم دارد و
اين ضمانت مهريه است و چون ميزان اطمينان و اعتماد به پايبندي اين قرارداد پايين
است، لذا در مقابل، مهريههاي سنگين تعيين ميشود تا اين ضريب اطمينان را بالا
ببرد.
خانم
پرستو وكيلآذر، كارشناس امور حقوقي درخصوص مهريه و حقوق اقتصادي ميگويد: با توجه
به اين كه ماده 1105 قانون مدني ايران رياست خانواده را از خصايص شوهر قرار داده،
بنابراين زوج ميتواند مانع كار زوجه خود شود و بخواهد كه زوجه فقط خانهدار باشد؛
در مقابل مرد متعهد ميشود احتياجات مادي، روحي و اجتماعي زن را فراهم كند. از
طرفي مرد به دليل اين كه فعاليت اقتصادي را بيش از زن به عهده دارد، خود را صاحب
همه مواهب مادي خانواده تلقي ميكند.
پس
با توجه به اين موارد، مهريه بايد طوري در نظر گرفته شود كه جبرانكننده مافات
براي زن باشد و به نوعي پشتوانه و وثيقه ازدواج قرار گيرد كه در صورت جدايي، منبع
تامينكننده مالي آتيه زوجه باشد.
شروط
ضمن عقد:
شارع
مقدس براي زنان راهي قرار داده كه خودشان زمام طلاق را به دست گيرند. به اين معني
كه در ضمن عقد نكاح اگر شرط كنند كه وكيل باشند در طلاق به صورت مطلق، يعني هر
موقعي كه دلشان خواست طلاق بگيرند يا به صورت مشروط، يعني اگر مرد بدرفتاري كرد يا
زن ديگري گرفت، زن وكيل باشد كه خود را طلاق دهد، ديگر هيچ اشكالي براي خانمها
پيش نميآيد و ميتوانند خود را طلاق دهند.
ادامه مطلب